تاریخ: ۱۲:۴۶ :: ۱۳۹۹/۰۱/۰۲
دو گروهی که همبستگی جامعه ایرانی را به خطر می اندازند

احساس مذهبی در جامعه ی بشری عمومی تر و مداوم تر از آن بوده است که بتواند توهم باشد . توهم قرن ها به این ترتیب تداوم نخواهد یافت. باور دینی و همبستگی ناشی از آن، یکی از پرقدرت ترین نیروهای قابل اتکاء یک جامعه ی انسانی است که با بحران و شرایطی سخت روبرو […]

احساس مذهبی در جامعه ی بشری عمومی تر و مداوم تر از آن بوده است که بتواند توهم باشد . توهم قرن ها به این ترتیب تداوم نخواهد یافت.

باور دینی و همبستگی ناشی از آن، یکی از پرقدرت ترین نیروهای قابل اتکاء یک جامعه ی انسانی است که با بحران و شرایطی سخت روبرو می شود ؛ چرا که با بروز بحران و شرایط سخت،  جامعه به طور طبیعی تمام توان و نیروهای خود را برای عبور از آن  به کار می گیرد و در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگر به همبستگی اجتماعی نیاز هست و طبعا” دین یکی از گزینه های مؤثر برای رسیدن به این همبستگی محسوب می شود.

با این مقدمه می توان گفت در جامعه ای مانند ایران که حاکمیتی دینی نیز دارد آنچه که مورد انتظار است تأثیر بیشتر دین بر ایجاد همبستگی اجتماعی میان افراد جامعه است، اما واقعیتی که این روزهای کرونا زده به ما نمایاند خلاف آن چیزی است که انتظار می رود: در حالی که عموم مردم نگران شیوع بیماری و ابتلای خود و عزیزانشان هستند ، بخشی از دینداران جامعه تحت عنوان دفاع از دین و نوع باورهای دینی اشان با اقدامات پیشگیرانه و بهداشتی نهادهای ذیربط به مقابله پرداختند. آنها با این نوع عملکرد به شکاف ها و اختلافات سیاسی موجود دامن زدند و فضای افکار عمومی جامعه را تحت تأثیر قرار دادند.

این تحرکات اگر چه در روزهای اخیر از سوی عده ای معدود و اقلیتی از دینداران جامعه بروز یافته است  و قاطبه ی مردم با آن مخالفند اما بنظر می رسد این اجماع درباره تعطیلی مناسک و اجتماعات مذهبی، در افکار عمومی و در اولین مواجهه دینداران با این موضوع وجود نداشت بلکه بعد از صحبتهای رهبری و تبیین موضوع از سوی ایشان و نیز همراهی اکثریت علماء و نخبگان دینی جامعه و کار رسانه ای خودجوش، در میان اکثریت جامعه دینداران شکل گرفت؛ اقناعی که در میان جمعیت اقلیت معترض شکل به وجود نیامد. 

برای تحلیل دقیق تر این عدم همنوایی باید به نوع بندی جمعیت معترضین توجه داشت که به نظر می رسد به سه دسته قابل تقسیم هستند:

۱- بخشی از جامعه معترض شامل افرادی هستند که دیدگاه مراجع دینی آنها نسبت به گفتمان  رسمی حاکم زاویه دارد

۲-در میان معترضین افرادی مشاهده می شوند که مخالف سیاست های دولت کنونی هستند و به هر گونه برنامه ریزی که از سوی نهادهای وابسته به دولت صورت بگیرد بانگاه بدبینانه می نگرند

۳-ما بین این دو گروه، دسته ی سومی هم وجود دارند که طبق  فهم و ادراک شخصی شان از دین و آنچه که به مثابه تجربه قدسی ارتباط با ذوات مقدس ائمه و اهل بیت (ع) در ذهن دارند، بسته شدن حرم های مقدس به هر دلیلی حتی عقلانی را بر نمی تابند.

البته در روزهای بحرانی که پشت سر گذاشتیم، علاوه بر شکل گیری تجمعات اعتراضی اخیر نسبت به بسته شدن درب حرم های حضرت معصومه (س) و امام رضا(ع)، که حاکی از غلبه ی وجه عاطفی و مناسکی در امر دین داری بخشی از افراد جامعه است،  شاهد نوعی هجمه به اصل و اساس دین و باورهای دینی از سوی بخش دیگری بودیم که نوک پیکان آن متوجه متولیان دین و روحانیت بوده است و در فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی نمود پررنگی داشته است؛ پروژه ای که در چند هفته ی اخیر ابتدا  با برآمدن موجی از توییت ها از سوی کاربران معاند با نظام جمهوری اسلامی و بخشی از روشنفکران سکولار کلید خورده و با انتشار گسترده در شبکه های اجتماعی ادامه یافته و مخاطب عام را نیز درگیر ساخته است. و این در حالیست که جامعه ی ما امروز بیش از هر زمان دیگری به نیروی ایمان و اتکاء نمودن به دین نیازمند است.

بی شک شکل گیری چنین وضعیتی، آنی و یک شبه نبوده است  و ریشه در مسائلی دارد که سالها در بستر جامعه مهیا بوده است  از جمله اینکه درجریان پیروزی انقلاب سال ۵۷ که دین به عنوان اساس حاکمیت و روحانیت به عنوان نهاد متولی دین در رأس امور قرار گرفت  انتظارات زیادی در ذهن مردم به وجود آمد که متاسفانه در بسیاری از موارد محقق نشد .

در طی چهل سال گذشته بسیاری از روحانیون  در این موقعیت جدید نتوانستند آنچنان که انتظار میرفت به حل مسائل مردم بپردازند و عامه مردم نیز معمولا”اشتباهات آنان را به پای دین می نوشت و نه فرد خاطی .این روند به مرور زمان و با فاصله گرفتن از آرمانها و ارزشهای نخستین انقلاب رو به تزاید نهاد و تکرار آن نوعی بی اعتمادی به اساس دین و متولیان اصلی آن یعنی روحانیت را در میان مردم رواج داد.

بنابراین در شرایط کنونی ما با دوگروه روبروییم که همبستگی ناشی از دین را در  جامعه ی ایرانی به خطر انداخته است: گروه اول؛ دین داران افراطی و گروه دوم؛ مخالفان دین داری.