تاریخ: ۱۰:۳۴ :: ۱۳۹۸/۱۱/۲۷
سرگردانی جریان دولتی/ اپوزیسیون یا جریان درون حاکمیت ؟

جریان طرفدار دولت، طی یکماه گذشته اتهامات سنگینی را علیه حاکمیت جمهوری اسلامی ( و نه صرفا شورای نگهبان) وارد آورده‌است. آنها جمهوری اسلامی را به تقلب در انتخابات- مهندسی انتخابات- مخالفت با جمهوریت نظام و مقابله با مردم سالاری و دموکراسی متهم نموده و حتی به تهدید علیه حاکمیت نیز روی آوردند و به […]

جریان طرفدار دولت، طی یکماه گذشته اتهامات سنگینی را علیه حاکمیت جمهوری اسلامی ( و نه صرفا شورای نگهبان) وارد آورده‌است. آنها جمهوری اسلامی را به تقلب در انتخابات- مهندسی انتخابات- مخالفت با جمهوریت نظام و مقابله با مردم سالاری و دموکراسی متهم نموده و حتی به تهدید علیه حاکمیت نیز روی آوردند و به طور طبیعی این مواضع آنها با استقبال شدید مقامات ارشد آمریکایی و رسانه های غربی نیز مواجه شد زیرا برای اثبات ادعای غیردموکراتیک بودن نظام ایران، هیچ مدعایی بهتر از مواضع برخی از نیروهای سیاسی درون حاکمیت که قوه مجریه را نیز به طور کامل در اختیار دارند، وجود ندارد.

اگرچه این جریان هیچگاه حاضر نشد که لیستی از تعداد محدود ثبت نام کنندگان خود را در انتخابات، و لیست افراد تایید صلاحیت شده خود را ارائه دهد تا مدعای معروف رد صلاحیت گسترده « یا قلع و قمع مخالفین»، عیان گردد.

 اما واقعیت این است که بنا به اظهارات افراد سرشناس این جریان، عملا تعداد محدودی از آنها حاضر شدند که برای حضور در صحنه انتخابات ثبت نام نمایند. شاید بدان دلیل که از جایگاه به شدت متزلزل خود نزد افکار عمومی به دلیل عملکرد ضعیف خود طی هفت سال گذشته، آگاه بودند.

فی الواقع واکاوی نیاز جریان طرفدار دولت به یک اعتراض شدید و گسترده به عملکرد شورای نگهبان و برخی رد صلاحیت ها، بسیار ضروری و در خور دقت است. چرا که آنان با این حرکت سیاسی و روانی، با یک تیر چند نشان را هدف گرفتند.

اول اینکه چون می دانستند امکان اقبال عمومی به آنان در این دوره بسیار محدود است، با این حرکت تبلیغاتی و مظلوم نشان دادن خود، امکان حضور هرچه بیشتر در مجلس را برای خود فراهم آوردند.
 و دوم اینکه از پاسخگویی به افکار عمومی برای عملکرد  ضعیف خود و دولت مورد حمایتشان طفره رفتند. 
و سوم اینکه چهره همواره اپوزیسیون خود را همچنان حفظ نمودند.

اما اینکه این جریان، همواره اپوزیسیون باقی می ماند. اگر خارج از قدرت باشد، خود را تنها معیار و ملاک دموکراسی میداند و نظام را متهم به ضد دموکراتیک بودون و انحصار طلبی و دیکتاتوری می کند و اگر درون قدرت قرار گیرد، باز هم نظام را به دولت پنهان و مقابله با نهادهای  انتصابی در مقابل نهادی انتخابی و حضور نظامیان در عرصه سیاست و بی اختیار بودن دولت و در راس امور نبودن مجلس میکند.

به هر حال آنها همواره اپوزیسیون خواهند ماند. از منابع قدرت استفاده می کنند بدون انکه پاسخگوی عملکرد خود باشند و یا بخواهند قدرت را به رسمیت بشناسند.

مجلس را در راس امور نمیدانند اما تلاش وافری میکنند که تایید صلاحیت شوند و دوباره به مجلس راه بیایند! .
دولت را دارای بیست درصد اختیارات میدانند اما مجددا تلاش میکنند که قدرت را در قوه مجریه به چنگ آورند.

مشکل اصلی و اصولی این جریان د ر عدم تعریف جامع آنان از قدرت موجود و رابطه آنان با آن است. نه اینکه آنها قادر به تعریف رابطه خود با نظام نیستندو بلکه چون این تعریف برای آنها هزینه بسیار دارد، ترجیح میدهند که این رابطه را تعریف ننمایند که هم از مزایای قدرت استفاده کنند و هم ژست مخالف خود را حفظ نمایند.