تاریخ: ۲۲:۰۷ :: ۱۳۹۸/۰۸/۰۷
مؤلفه های وفاق اجتماعی در ارومیه

مولفه های عقیدتی و فرهنگی برای رشد وتوسعه اندیشۀ وفاق اجتماعی در شهر ارومیه بی تردید هیچ دیدگاهی معنای مطلق ندارد و هرمتنِ فکری متأثراز فرهنگ حاکم در زمان قرائت است،بنابراین یک متن نظری می‌تواند به تأسی از موج تاریخی زمان خود، خواسته یا ناخواسته متأثر از مبانی فلسفی، اجتماعی و سیاسی آن عصر باشد. […]

مولفه های عقیدتی و فرهنگی برای رشد وتوسعه اندیشۀ وفاق اجتماعی در شهر ارومیه

بی تردید هیچ دیدگاهی معنای مطلق ندارد و هرمتنِ فکری متأثراز فرهنگ حاکم در زمان قرائت است،بنابراین یک متن نظری می‌تواند به تأسی از موج تاریخی زمان خود، خواسته یا ناخواسته متأثر از مبانی فلسفی، اجتماعی و سیاسی آن عصر باشد. در واقع یکی از موضوعاتی که همواره باید در بررسی رخدادها و مسائل اجتماعی مطمح و امعان نظر قرار گیرد آن است که تحلیل منتقدانۀ مصائب ومشکلات جامعه، ذهن های هوشیار را به سمت برخورد عقلانی با پدیده اجتماعی جهت می دهد،لذا چنانچه در شهری به چند رنگی ارومیه، تحقیر و استخفاف” دیگری” و نبود عقلانیت ارتباطی و عدم گفتمان مفاهمه‌ و دیالوگ بین فرهنگ‌ها موجود ،وجود داشته باشد و اقوام از سابقۀ تاریخی خود برای تحقیر قوم دیگر استفاده کنند ونیز افکار یک سونگرایانه به پروسه فرهنگ راه یابد، مسیر حرکتِ به سمت وفاق اجتماعی با مشکل مواجه می‌گردد. بایدتوجه داشت که جوامع دینامیک(پویا) به همه بازیگران فرهنگی خودش مجال کنشگری در تعاملات فرهنگی را می دهند، به باور بنده برومندی جامعه معلول واقعی وفاق اجتماعی است، چرا که سرانجام و غایت تضادها درهستی به سمت وفاق است.ایجاد فضایی که در آن همگان احساس تاثیرگذاری در مسائل اجتماعی را نداشته باشند، دستیابی به وفاق را با چالش جدی روبرو می کند. در واقع یکی ازمبانی معرفتی در مبحث وفاق اجتماعی درشهر ارومیه به صحنه آوردن نیروهای تکنوکرات فرهنگی است. باید در نظر داشت که قومداری نامتعارف ریشه همه نابسامانیهای تاریخی این مرزبوم بوده است، وفاق اجتماعی با گردهمایی های صوری عملی نمی گردد، بلکه وفاق اجتماعی یک احساس است که با کار فرهنگی زیاد بدست می آید؛ مراد بنده بر این است که زهدانه ترین حرفی که امروز باید از سوی نخبگان اجتماعی در ارومیه تبلیغ گردد، وفاق است. چنانچه در جامعه یک زبان عمومی و عقلاتی که از درون آن همه بتوانند خواست راستین خود را استیفا کنند، وجود نداشته باشد، ادبیات وفاق رازآلود می شود و البته این ادبیات شفافیت لازم برای تشریح زندگی مسالمت آمیز را از دست خواهد داد. وقتی از تعامل گرایی حرف به میان می آید به معنایی خیال گذشتن از تفاوت ها نیست، بلکه سودای هم آمیزی پویایی است که در آن طرفین دائما تغییر می کنند.
در نهایت بحث باید گفته شود، وفاق اجتماعی یک ترم جدیدی از حیات بشری در شهر ارومیه است؛ لذا ازملزومات ورود به این دوره،افزایش دانش عمومی و نبود تبعیض و تعارضات ساختاری در دستگاههای اداره کننده ی شهر است‌.

انتهای پیام // کریم فرجی دانش آموخته دکتر تاریخ و تئوری پرداز تفکر وفاق اجتماعی ارومیه