سه شنبه, ۴ آبان , ۱۴۰۰ 20 ربيع أول 1443 Tuesday, 26 October , 2021 ساعت ×
بادکوبه و بادی که همیشه از یک طرف نمی وزد پاشنه آشیل‌های نظامی‌گری باکو
02 اکتبر 2021 - 16:00
شناسه : 14770
3

نظامیگری باکو ظاهرا از دو محرک مهم ناشی می شود: غرور ناشی از پیروزی برق آسا و قاطع بر ارمنستان و دوم ساختار سیاسی غیردمکراتیک کشور و سودای رهبری آن برای خرج کردن مابه ازای این پیروزی در عرصه سیاست داخلی و تحکیم قدرت از طریق تثبیت و گسترش دستاوردهای اخیر. پاشنه آشیل این سیاست […]

ارسال توسط :

نظامیگری باکو ظاهرا از دو محرک مهم ناشی می شود: غرور ناشی از پیروزی برق آسا و قاطع بر ارمنستان و دوم ساختار سیاسی غیردمکراتیک کشور و سودای رهبری آن برای خرج کردن مابه ازای این پیروزی در عرصه سیاست داخلی و تحکیم قدرت از طریق تثبیت و گسترش دستاوردهای اخیر. پاشنه آشیل این سیاست اما، اتکای صرف و مطلق به متحدان خارجی و ورود به بازی های ژئوپولتیک در مقیاسی بزرگتر از ظرفیت و توانایی های کشور است.

در دهه ۵۰ شمسی، یک مقام شوروی با اشاره به بودجه دفاعی بی سابقه و خریدهای کلان تسلیحاتی ایران، خطاب به شاه سابق گفته بود: هدفتان چیست؟ اگر مقصود عراق است، که این حجم اسلحه خیلی بیشتر از توان آن است، اگر هم هدف شوروی است، با صد برابر این میزان هم نمی توانید به موازنه نظامی با ما دست پیدا کنید! ظاهرا این تمثیل امروز درباره جمهوری آذربایجان صادق است.

 

تحرکات نظامی راهبردی، بودجه دفاعی بالا و مانورهای مشترک غیرمتعارف، اقداماتی هستند که بعید است هدف آنها، کشور کوچک و ضعیف ارمنستان باشد که میان دو قدرت خصم – آذربایجان و ترکیه – “ساندویچ” شده است. اگر هم هدف ایران است، به مثل فیل و فنجان بعید است، توفیری از آن حاصل شود.

 

نظامیگری باکو ظاهرا از دو محرک مهم ناشی می شود: غرور ناشی از پیروزی برق آسا و قاطع بر ارمنستان و دوم ساختار سیاسی غیردمکراتیک کشور و سودای رهبری آن برای خرج کردن مابه ازای این پیروزی در عرصه سیاست داخلی و تحکیم قدرت از طریق تثبیت و گسترش دستاوردهای اخیر.

 

پاشنه آشیل این سیاست اما، اتکای صرف و مطلق به متحدان خارجی و ورود به بازی های ژئوپولتیک در مقیاسی بزرگتر از ظرفیت و توانایی های کشور است.

 

از ترکیه شروع کنیم. روشن است که بازی گردان اصلی و پشت صحنه رجب طیب اردوغان و رویاهای نوعثمانی گری وی هست. نیک می دانیم که صد سال قبل هم یکی از انگاره های اصلی و مخفی سیاست “اتحاد اسلام” ترک های جوان، پان تورانیسم و وحدت با سرزمین های ترک قفقاز و آسیای میانه بود. خوابی که تعبیر نشد و نتایجی تلخ برای ترکیه به همراه آورد.

 

چه تضمینی وجود دارد که در ترکیه پسااردوغان، زمامداران جدید سوداهای امپراطوری گونه را رها و دوباره پشت درهای اتحادیه اروپا به انتظار نایستند. آیا محتمل نیست در چنین فضایی، آنکارا از اتحاد بی چون و چرا با باکوی آن دست برداشته و اولویت های دیگری را جایگزین کند؟ برای ترکیه “دمکراتیک تر” فردا آیا ممکن است اتحاد بی چون و چرا را با ” کشور خانوادگی ” تحت تسلط نسل سوم علیف ها ادامه دهد؟

 

مورد دوم اسرائیل است. نگاه اسرائیل به آذربایجان به عنوان عاملی نیابتی و سرپلی عملیاتی در برابر اتحاد ایران و حزب الله لبنان است. به ظن قوی تهاتر نفت و اسلحه دو کشور در درجه دوم اهمیت قرار دارد. با عادی سازی سریع روابط اسرائیل با کشورهای نفت خیز عرب، عامل انرژی نمی تواند اولویت استراتژیک این رژیم در روابط دو جانبه با باکو باشد.

 

در بازی بزرگان، همیشه احتمال وجه المصالحه شدن طرف کوچک و ضعیف تر وجود دارد. فرضا یک موازنه جدید در خاورمیانه به وجود بیاید و یا از تنش میان ایران و اسرائیل کاسته شود. در چنین حالتی، باکو اهمیت راهبردی خود را از دست نمی دهد؟

 

مضاف بر آن تقویت بیش از حد آذربایجان از سوی اسرائیل، می تواند به واکنش کشورهایی نظیر آمریکا و فرانسه بینجامد که از دیرباز پیوندهای تاریخی و دوستانه با ارامنه دارند.

 

ورود پاکستان به این عرصه، از موارد دیگر عجیب تر است. واضح است که اسلام آباد به دعوت آنکارا آمده است. دو کشور پس از تیرگی نسبی روابط با عربستان و نزدیکی مشترک به قطر، نوعی محور منطقه ای جدید تشکیل داده اند. اما اتحاد راهبردی با پاکستان برای باکو راحت می تواند به مصداق دوستی خاله خرسه تبدیل شود. پاکستان یک بازیگر حرفه ای و تا حد زیادی نامسئول در منطقه است. روابط دیرینه آن با عربستان قابل کتمان نیست. یکی از منابع مالی و تامین بودجه پاکستان در چند دهه گذشته و حتی حامی مالی برنامه اتمی آن، ریاض بوده است، اما موقع خودش که رسید، این کشور حاضر نشد حتی به صورت نمادین در جنگ یمن شرکت کند.

 

با این وصف چه آبی از آن برای باکو گرم می شود؟ غیر از تحریک روسیه و هندوستان برای جبران مافات و موازنه سازی علیه آن. با این اوصاف یک سیاست خارجی مصلحت آمیز و واقع بینانه و دربرگیرنده منافع پایدار برای آذربایجان، نمی تواند از دالان دوستی استراتژیک و تامین منافع دو همسایه دائمی و قدرتمند ایران و روسیه نگذرد. تداوم فشار علیه ایروان به همراه “برادر بزرگتر”، می تواند این کشور را به واکنشی مشابه وادارد.

 

نتایج جنگ قره باغ، واقعیت های ژئوپولتیک جدیدی در منطقه خلق کرده است. اما پایداری این نتایج در گرو تامین منافع راهبردی قدرت های مطرح منطقه و امساک و خودداری عاقلانه است. دستکاری مرزها حتی به استناد نقشه ها و موازین حقوقی، مانند حق تعیین سرنوشت بغرنج و تنش زاست. می توان در تئوری از آن تحت عنوان منشور ملل متحد دفاع کرد. اما در اجرای آن نمی توان از مساله امنیت منطقه ای و منافع همسایگان، باز به استناد همان منشور عدول کرد.

 

ارمنستان کشوری ضعیف است که با تهدید قدرتی بزرگ یعنی ترکیه روبه رو شده است. اما مرز آن با ایران، بخشی از امنیت ملی و منافع ملی کشور است و تهران هم ایروان نیست که بشود اهمیت آن را نادیده گرفت.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.