جمعه, ۲۹ تیر , ۱۴۰۳ Friday, 19 July , 2024 ساعت ×
با ایران مهربان باشیم
06 اردیبهشت 1402 - 12:31
شناسه : 18838
10

یک شهروند ایرانی با یاد آوری دغدغه دفاع از ایران به نقد برخی رفتارها در خارج از کشور پرداخته که می خوانید . این شهروند ایرانی از الف خواسته است تا نام او محفوظ بماند . حدود پانزده سال قبل در یکی از دانشگاه‌های غربی، همکلاسی من که اهل چین بود، مشغول آماده کردن پایان […]

ارسال توسط :

یک شهروند ایرانی با یاد آوری دغدغه دفاع از ایران به نقد برخی رفتارها در خارج از کشور پرداخته که می خوانید . این شهروند ایرانی از الف خواسته است تا نام او محفوظ بماند .

حدود پانزده سال قبل در یکی از دانشگاه‌های غربی، همکلاسی من که اهل چین بود، مشغول آماده کردن پایان نامه دکتری اش بود. استاد راهنمایش هم متولد چین بود ولی سالها در آن کشور غربی اقامت داشت و به قول مسوولان ایرانی، دو تابعیتی بود.

یک روز او را دیدم که با پایان‌نامه‌اش که حدود ۲۰۰ صفحه می شد، وارد اتاق شد. استاد راهنمایش پایان نامه را خوانده و نکاتی را برایش نوشته بود. از او خواستم تا این نکات را که استادش برایش نوشته است ببینم. همینطور که پایان نامه را ورق می زدم دیدم که استادش با ماژیک قرمز روی یک عکس خط کشیده است. عکسی بود از یک رودخانه در چین که در کنارش چندین خانه کوچک و محقر ساخته شده بود. کنجکاو شدم و از او پرسیدم چرا استادت به این عکس ایراد گرفته است؟ این عکس مرتبط با موضوع پایان نامه ات است و مشکل حقوقی هم ندارد. پاسخ دوستم من را حیرت زده کرد. گویا استاد راهنمای دوتابعیتی اش گفته بود: “ این عکس چهره خوبی از چین در ذهن خواننده ایجاد نمی کند. پایان نامه شما صدها سال در کتابخانه می ماند و شما نباید نابسامانی ها و زشتی های کشورت چین را در ذهن مخاطب خارجی بزرگ جلوه بدهی.” همان جا بود که به خودم قول دادم تا زنده هستم از ایران جلوی غریبه بدگویی نکنم….

چند ماه قبل به دعوت یکی از دانشگاه ها به عنوان سخنران در یک مجمع علمی عازم یک کشور غربی شدم. بعد از سخنرانی به سالن پوسترهای همایش رفتم تا مقالات دانشجو ها را هم ببینم. به عادت همیشگی، با علاقه اسم های دانشجو ها را در دفترچه راهنما می خواندم تا ببینم آیا اسمی ایرانی پیدا میکنم تا بروم و صحبتی کوتاه و تشویقی با ایشان داشته باشم. از بین صدها اسم، یک اسم ایرانی دیدم و بسمت مکان ارایه ی پوسترش رسیدم. با تعجب دیدم که شمعی در مقابل پوسترش روشن کرده است!! نزدیکتر که رسیدم دیدم با آب و تاب و به انگلیسی دست و پا شکسته، در حال توضیح وقایع اخیر در ایران و اینکه چقدر ایرانی ها بدبخت هستند، به تعدادی دانشجو و استاد عمدتا غربی است. دریغ از اینکه درباره موضوع پوستر علمی اش صحبت کند. همانطور که دورتر ایستاده بودم، اوج حقارت را در صحبت‌هایش از اینکه اهل ایران هست، مشاهده می کردم. آن چند نفر غربی هم با تاسف سرتکان می دادند. دور و برش که خلوت شد، به سمتش رفتم. جوانی سی و چند ساله بود که گویا به تازگی بعنوان دانشجو وارد یکی از دانشگاه‌های غربی شده بود. در حرف هایش گلایه داشت که پدر و مادرش را دو سالی است که ندیده است، چرا که آن کشور غربی به آنها به جرم ایرانی بودن ویزا نمی دهد. دلم نیامد تا ازرده خاطرش کنم و بگویم که بازگویی سیاهی های داخل ایران در یک مجمع علمی تخصصی در مقابل چند فرد عادی غربی چه کمکی به بهبود ایران می کند….یاد آن استاد دوتابعیتی چینی افتادم و خداحافظی کردم.

من مقصر را این جوانان زیر ۴۰ سال نمی دانم. جوانانی که شاید ندانند که “اهل ایران بودن” سهم ما شده است. جوانانی که شاید ندانند سیاه کردن اسم ایران در برابر خارجی ها مثل بومرنگ برعلیه شان در دنیا عمل می کند. جوانان ایرانی مقصر نیستند… اینها قربانی دسته ای از مسوولان بی کفایتی هستند که سهم مان شده اند…

در کجای دنیا صدا و سیمای آن کشور که با پول مردم اداره می شود، از یک سلبریتی دعوت می کند تا به کشور و تمدن کهن آن کشور کنایه بزند؟ سلبریتی که حتی یکنفر در خارج از مرزهای ایران او را نمی شناسند و همه ی ثروت و مالش را مدیون ایرانی بودن است. در کجای دنیا به یک کارگردان که ده ماه از سال در خارج زندگی می کند، دو ماه اجازه می دهند تا وارد کشور شود و بر علیه تمدن و اصالت ایران فیلم بسازد؟ صریح بگویم کدام فیلم جناب …چهره ی مناسبی از ایران در دنیا نشان داده است جز سیاه نمایی؟

چرا به جای دادن تریبون در صدا و سیما به اساتید دانشگاهی تک تابعیتی چون …که ۹۹٪ سخنانشان در ستایش غرب است، از اساتید ایرانی بهترین دانشگاه‌های دنیا دعوت نمی کنید؟ چرا با برچسب چندتابعیتی بودن، برترین اساتید ایرانی دنیا را به جوانان ایرانی معرفی نمی کنید؟ شما با چه صلاحیتی عشق به ایران افراد را می سنجید؟ ایا خبر دارید که شریک استراتژیک شما چین، از دانشمندان چینی در سراسر دنیا دعوت می کند تا در سال چند ماه را در چین باشند و تدریس کنند، با اینکه می داند اکثرشان چندتابعیتی هستند؟

چرا جوان ایرانی فقط باید از زبان اساتید تک تابعیتی که همه ی تریبون‌های صداوسیما و شبکه های مجازی را در دست دارند، بشنود که “ایران بد است. ما عقب مانده هستیم. غرب زیباست.” یا در کجای دنیا اینقدر بر سر راه جوانان باید ‌ و نبایدهای بیمورد قرار می دهند تا حتی در داخل کشورشان تحقیر شوند؟ چه انتظاری از جوانی که در داخل کشورش تحقیر می شود دارید تا در خارج از آن کشور به ایرانی بودن خود افتخار کند؟ بله، عدم داشتن غرور ملی در یک جوان زیر ۴۰ ساله ایرانی، تقصیر شماست. تعجب می کنم از برخی از شما مسوولان بالای چهل سال که هنوزاستعفا نداده اید…

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.