سه شنبه, ۴ آبان , ۱۴۰۰ 20 ربيع أول 1443 Tuesday, 26 October , 2021 ساعت ×
تحلیل پایگاه خبری نشنال اینترست از تحولات افغانستان تبدیل بد به بدتر؛ نتیجه دخالت های آمریکا در منطقه
16 آگوست 2021 - 14:47
شناسه : 14079
2

پایگاه خبری “نشنال اینترست” در گزارشی، ضمن یادآوری تجربه تاریخی آمریکا در ویتنام جنوبی به تحولات جاری در افغانستان و سقوط سریعِ این کشور به دست طالبان اشاره کرده و می نویسد: «افغانستان و ویتنام در کنار کشورهایی نظیر عراق، لیبی، سوریه و شمار دیگری از کشورها عملا نشان دهنده نمودهای عینی از شدتِ مخرب […]

ارسال توسط :

پایگاه خبری “نشنال اینترست” در گزارشی، ضمن یادآوری تجربه تاریخی آمریکا در ویتنام جنوبی به تحولات جاری در افغانستان و سقوط سریعِ این کشور به دست طالبان اشاره کرده و می نویسد: «افغانستان و ویتنام در کنار کشورهایی نظیر عراق، لیبی، سوریه و شمار دیگری از کشورها عملا نشان دهنده نمودهای عینی از شدتِ مخرب بودنِ مداخلات خارجی دولت آمریکا هستند که در قالب آن ها مسائل از بد، به بدتر تبدیل شده اند.»

پایگاه خبری-تحلیلی “نشنال اینترست” در گزارشی با اشاره به تحولات جاری در افغانستان و سقوطِ تقریبا کلیه بخش های این کشور به دست گروه طالبان، سعی کرده به این سوال پاسخ دهد که چه شد افغانستان پس از ۲۰ سال حضور نظامیِ آمریکا در آن، تنها ظرف چند روز فروپاشید و بار دیگر طالبان توانستند قدرت را در این کشور به دست بگیرند. “نشنال اینترست” برای پاسخ دادن به این پرسش، برخی اشتباهات تاریخی دولت های آمریکا را یادآوری کرده و تاکید داشته که درس نگرفتن از این اشتباهات، عملا افغانستان کنونی را با یک بحران و فاجعه تمام عیار رو به رو کرده است.

نشنال اینترست در این رابطه می نویسد: «هر آمریکایی که فروپاشی دولتِ ویتنام جنوبی در جریان ماه های ابتدایی سال ۱۹۷۵ میلادی را شاهد بوده، اکنون و با مشاهده اقدامات تهاجمیِ اخیر طالبان در افغانستان و سقوط سریع بخش های زیادی از این کشور به دست این گروه، در حال تجربه کردنِ حسی مشابه است. نیروهای دولتی افغانستان از چند هفته قبل که ایالات متحده آمریکا، روند خروج نیروهای نظامی خود از این کشور را آغاز کرد، عملا رو به فروپاشی حرکت کرده اند. در شرایط کنونی، طالبان بخش های عظیمی از افغانستان را کنترل می‌کنند و میزان تسلط آن ها بر افغانستان به صورت لحظه ای افزایش می یابد.

در واقع، در شرایط کنونی ، این چشم انداز که حکومت طالبان بار دیگر در افغانستان مستقر شود، بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک است(از زمان سقوط دولت طالبان در سال ۲۰۰۱ توسط آمریکا و ناتو). اگرچه نیروهای طالبان در اواخر دهه ۱۹۹۰ به صورت آهسته و آرام در افغانستان، سرزمین های مختلف را تصرف می کردند، با این حال، در آن زمان، روند تصرفات آن ها هنگامی که تاجیک ها، ازبک ها و دیگر گروه های قومی در شمال افغانستان جهت مقابله با پیشروی های طالبان متحد شدند، متوقف شد. با این حال، وضعیت در شرایط کنونی به نحو قابل توجهی متفاوت است. در شرایط فعلی، طالبان تقریبا کلیه بخش های شمال افغانستان را تصرف کرده‌اند و در عمل مانع چندانی جهت کنش ورزی های نظامی طالبان در افغانستان و به دست گیری قدرت توسط آن در این کشور وجود ندارد. در شرایط فعلی عملا دولت افغانستان فروپاشیده و نیروهای طالبان حتی وارد کابل پایتخت این کشور شده اند و عملا شرایط به نفع طالبان است.
با این همه، سرعتِ شگفت انگیزی که درجریان آن دولت فغانستان به عنوان متحدِ واشنگتن، قلمرو خود را از دست داد، به وضوح یادآور خاطرات تاریخی است که در ویتنام جنوبی نیز تجربه شده اند. استدلال ها در آمریکا نیز جهت توضیحِ علت شکست عجیب دولت افغانستان در برابر طالبان، یادآور همان روزهایِ سقوط حکومت ویتنام‌جنوبی هستند. در این نمونه جدید که در افغانستان است، در مواجهه با مساله، بار دیگر سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی روند طیف سازی(قطبی سازی مساله) و سرزنش کردن مولفه های مختلف و حتی یکدیگر را آغاز کرده اند.

حتی مدت ها قبل از اینکه “جو بایدن” رئیس جمهور آمریکا تصمیم به خروج از آمریکا و پایان بخشیدن به دو دهه جنگِ بی نتیجه و ناامید کننده در افغانستان بگیرد، حامیانِ وضع موجود در افغانستان هشدار می دادند که خروج واشنگتن از افغانستان، به تمام معنا منجر به وقوع یک فاجعه انسانی در افغانستان خواهد شد. آن ها در این رابطه به طور خاص به قربانیان احتمالی در افغانستان که هدفِ طالبان قرار خواهند گرفت(به دلیل همکاری با دولت ها و نظامیان خارجیِ مستقر در افغانستان): نظیرِ مترجمان و دیگر افرادی که با نظامیان خارجی همکاری داشته اند، زنانِ افغان، و دیگر طیف های قومی این کشور اشاره می کنند. انتظار می رود که بسیاری از افرادی که با دولت ها و نظامیان خارجی در افغانستان همکاری داشته اند، زندانی و یا اعدام شوند. زنان نیز احتمالا بار دیگر به شهروندانِ درجه دو افغان تقلیل می یابند و با کاهش شدید حقوق خود، منع آموزش برای آن ها، و همچنین ازدواج های اجباری، رو به رو خواهند شد. متعاقبا، در این رابطه بسیاری استدلال می کنند که آمریکا آنقدر باید در افغانستان می ماند که از وقوع یکچنین نتایج وحشتناکی جلوگیری می کرد. “جرج دبلیو بوش” رئیس جمهور سابق آمریکا که نظامیان آمریکایی را برای نحستین بار به افغانستان فرستاد و رژیم طالبان را سرنگون ساخت، یکی از مشهورترین طرفدارانِ این دیدگاه بوده است.

در شرایط کنونی بسیاری دولت بایدن را به دلیل خروج بی ملاحظه و عجولانه از افغانستان شماتت می کنند. بسیاری در آمریکا این استدلال را دارند که عقب نشینی از یک جنگِ ناکام، می تواند فجایع انسانی و جغرافیایی زیادی را به بار آورد. از این رو، آن ها معتقدند که آمریکا باید به مدت نامحدود در افغانستان می ماند. در این راستا این افراد به طور خاص به سقوط دولت ویتنام جنوبی پس از متوقف شدن حمایت آمریکا از آن اشاره دارند و می‌گویند که این مساله نه تنها سیل مهاجران ویتنامی را با خود به همراه داشت بلکه رژیم کمونیستی وقتِ ویتنام را نیز جسور کرد و اساسا جریان کمونیسم جهانی را جهت پیگیری اهداف بین المللی اش شجاع تر ساخت. امری که به زعم برخی تحلیلگران آمریکایی در ادامه راه نیز موجب پیروزی برخی رژیم های کمونیستی مورد حمایتِ شوروی و چین در بخش های مختلف جهان شد و عملا خسارتی بزرگ برای آمریکا و منافع بین المللی آن بود.

در این راستا، حامیان ایده ضرورتِ ماندنِ نیبروهای آمریکایی در افغانستان مدعی هستند که جو بایدن رئیس جمهور آمریکا همان اشتباهی را کرد که عملا آمریکا آن را با ترک ویتنام انجام داد. اشتباهی که متاسفانه رئیس جمهور آمریکا به صورت صریح نیز قرار نیست از انجام آن عذرخواهی کند.

با این هم باید توجه داشت که افرادی که مداخلات ابتدایی در افغانستان و حمله به این کشور را تحریک کردند، اکنون نباید در مقام طلبکار ظاهر شوند. مسوول اصلی مشکلات کنونی افغانستان و فاجعه قدرت گیریِ مجدد طالبان، هیچ فرد یا گروهی الا آن دسته از سیاستمداران و دولت هایی که در آمریکا، حمله به افغانستان و تشدید مداخلات بین المللی علیه آن را تشویق می کردند نیست. افغانستان تا قبل از اینکه آمریکا و شوروی در جریان درگیری های خود در دوران جنگ سرد به آن چشم طمع بدوزند، کشوری باثبات و تقریبا امن بود. حمایت های گسترده دولت آمریکا از مجاهدین افغان در نبرد این افراد علیه شوروی و نفوذ آن در افغانستان، تا حد زیادی این کشور را بی ثبات کرد و در نهایت راه را جهت تشکیل طالبان در دهه ۱۹۹۰ میلادی هموار ساخت. مداخله سال ۲۰۰۱ واشنگتن در افغانستان جهت درهم کوبیدنِ رژیم طالبان و گروه القاعده، عملا به یک ماموریت طولانی‌مدت  جهت جنگ علیه شورشگری و ملت سازی از سوی دولت آمریکا تبدیل شد که صرفا برای ملت افغانستان حامل رنج و عذاب وبده است.

وقت آن رسیده تا بسیاری از حامیان مداخله گری دولت آمریکا در کشورهای مختلف جهان، به این واقعیت اعتراف کنند که دولت آمریکا حتی به کمترین میزان هم نتوانسته موفقیتی جهت اصلاحِ مواردِ مرتبط با سوئ حکمروایی در کشورهای اقصی نقاط جهان را به دست آورد و در مقابل، متحمل شکست های فراوانی نیز شده است. انجام تلاش های مشابه نیز در نوع خود صرفا وقت تلف کردن خواهد بود. در این راستا، پس از آنکه طالبان درافغانستانِ کنونی حاکم شود، احتمالا شاهد وقوع برخی تراژدی های ناراحت کننده برای ملت افغانستان خواهیم بود.
از همان ابتدا هم این هدف گذاریِ دولت آمریکا که بدون توجه به مقتضیات خاص افغانستان تعریف شده بود که بر اساس آن بایستی افغانستان را به یک دموکراسی به سبکِ غربی تبدیل کرد، نه واقع بینانه بود و نه اساسا اخلاقی. افغانستان و ویتنام در کنار کشورهایی نظیر عراق، لیبی، سوریه و شمار دیگری از کشورها عملا نشان دهنده نمودهای عینی از شدتِ مخرب بودنِ مداخلات خارجی دولت آمریکا هستند که در قالب آن ها مسائل از بد، به بدتر تبدیل شده اند. آمریکا باید به این مساله اذعان کند. آمریکا باید به سیاست خارجی و منافع و مسائل خود توجه داشته باشد، نه اینکه مدام بخواهد جوامع خارجی را از منظرِ خود دگرگون کند و آن ها را به آن چیزی تبدیل کند که خودش می خواهد».
*لینک:
https://nationalinterest.org/feature/why-afghanistan-abruptly-collapsed-191719

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.