چهارشنبه, ۳ مرداد , ۱۴۰۳ Wednesday, 24 July , 2024 ساعت ×
دروغ هایی که آمریکایی ها با آن محاصره شده‌اند
01 اسفند 1400 - 10:00
شناسه : 16135
10

« دولت و سیاستمداران برجسته آمریکایی به جای اینکه در مورد رفاه میلیون ها آمریکایی، کارایی نهادهای دموکراتیک در این کشور، و دیگر مسائل پاسخگو باشند، صرفا به یکدیگر حمله می کنند و سعی در تخطئه هم دارند و در عین حال مدام از “تهدید چین” و یا حمله قریب الوقوع روسیه به اوکراین و […]

ارسال توسط :

« دولت و سیاستمداران برجسته آمریکایی به جای اینکه در مورد رفاه میلیون ها آمریکایی، کارایی نهادهای دموکراتیک در این کشور، و دیگر مسائل پاسخگو باشند، صرفا به یکدیگر حمله می کنند و سعی در تخطئه هم دارند و در عین حال مدام از “تهدید چین” و یا حمله قریب الوقوع روسیه به اوکراین و تهدید این مساله برای منافع ملی آمریکا سخن می گویند.»

پایگاه خبری “میدل ایست مانیتور” در گزارشی، به طرح این سوال پرداخته که اساسا چالش اصلی دولت و جامعه آمریکا چیست؟ آیا آنطور که رسانه ها و سیاستمداران آمریکایی می گویند، چین و روسیه تهدیدهای اصلی علیه امنیت و منافع ملی آمریکا هستند؟ میدل ایست مانیتور در پاسخ به این پرسش، مشکل اصلی آمریکا را اقتصاد این کشور و اوج گیری ناتوانی اقتصادی در میان توده های قابل توجه مردم آمریکا ارزیابی می کند و اساسا نخبگان سیاسی آمریکا را نیز نسبت به این مساله بی تفاوت توصیف می کند.

میدل ایست مانیتور در این رابطه می نویسد:

«رسانه های جریان اصلی آمریکا سال هاست که قدرت اقتصادی این کشور را به مثابه نمودی از هژمونی جهانی آن ارزیابی می کنند. تقریبا هر روز، این قبیل رسانه ها از آمارهای آمیدوارکننده اقتصاد آمریکا، رشدِ پایدار، روندهای مثبت و دستاوردهای اقتصادی قابل توجه این کشور سخن می‌گویند. با این حال، واقعیت ها در میدان عمل و حقیقت به ما می گویند که اساسا ما با فضای متفاوتی رو به رو هستیم که در نوع خود سوال های گوناگونی را بر می انگیزد: آیا آمریکایی ها با دروغ های فراوان محاصره شده‌اند؟ هدف اصلی طرح این قبیل دروغ ها چیست؟

در این راستا، به عنوان مثال “نیویورک تایمز” در گزارشی می نویسد: “اقتصاد آمریکا در سه ماهه چهارمِ سال ۲۰۲۱، ۱٫۷ درصد رشد کرد که این موضوع در نوع خود اتفاقی بی نظیر به حساب می آید”. “واشنگتن پست” نیز می نویسد که: “اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۲۱ رشد ۵٫۷ درصدی را تجربه کرد که در نوع خود یکی از بالاترین نرخ های رشد سالانه بوده است”. رویترز، صدای آمریکا، فایننشیال تایمز، سی ان ان، مارکِت واتچ و بسیاری از دیگر رسانه های آمریکایی نیز صرفا آمارهای اینچنینی را ارائه می کنند. با این حال باید یک سوال را از تمامی رسانه هایی که این قبیل اخبار را منتشر می کنند مطرح کرد: اگر واقعا این آمارهای اقتصادی که آن ها ارائه می‌کنند واقعیت دارد، چرا میزان محبوبیت مردمی “جو بایدن” مدام در حال سقوط است؟ و چرا بسیاری از آمریکایی ها روز به روز و بیش از هر زمان دیگری به دامانِ فقر و گرسنگی رانده می شوند؟

بر اساس داده های یک نظرسنجی که توسط موسسه “رویترز/ایپسوس” انجام شد و در تاریخ سوم فوریه منتشر شده، تنها ۴۱ درصد از افراد بزرگسال در آمریکا از عملکرد جو بایدن به عنوان رئیس جمهور آمریکا رضایت داشته‌اند. ۵۶ درصد نیز کاملا از عملکرد وی ناراضی بوده اند. این آمار زمانی معنای واقعی خود را پیدا می کند که بدانیم بایدن از سال ۲۰۲۱ که وارد کاخ سفید شده، مدام آمارهای رو به سقوط را از حیثِ محبوبیت مردمی خود به ثبت رسانده است.

واقعیت این است که جو بایدن، نامزد اصلی و تمام عیارِ دموکرات ها برای کاندیداتوری ریاست جمهوری آمریکا نبود. با توجه به یافته های نظرسنجی های مختلف و نتیج ابتدایی انتخابات درون حزبی دموکرات ها در سال ۲۰۲۰، این “برنی سندرز” بود که امید اصلی دموکرات ها برای ایجاد تغییرات واقعی و قابل توجه در آمریکا را نمایندگی می کرد. با این حال، مولفه هایی نظیر سیاست حزبی، و رسانه های لیبرال در آمریکا این باور را به افکار عمومی و حتی سیاستمداران القا کردند که سندرز نمی تواند در انتخابات پیروز شود و در عین حال ترس و نگرانی‌ها از احتمال حضور مجدد ترامپ در کاخ سفید نیز موجب شد تا جو بایدن خیلی زود به مثابه امید اصلی آمریکا و نجات آن از چنگ ترامپیسم، در سطوح عالی دموکرات ها به عنوان نماینده اصلی این حزب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ آمریکا مطرح شود.

در حالیکه جمهوریخواهان تا حد زیادی همچنان به میراث “دونالد ترامپ” متعهد هستند و به میزان قابل ملاحظه‌ای از حیث سیاسی و ایدئولوژیک متحد مانده اند، دموکرات ها روز به روز با این چالش رو به رو می شوند که نسبت به رهبری آن ها در آمریکا احساس بی اعتمادی ایجاد می شود و در عین حال نسبت به عملکرد اقتصادی، و حکمروایی دموکراتیک آن ها نیز اما و اگرهای فراوانی مطرح می شود. البته که در ایجاد وضعیت کنونی صرفا آن ها نیستند که مقصر هستند با این حال این وضعیت، واقعیتِ آمریکای کنونی است.

در شرایطی که رهبری دموکرات ها همچنان نسبت به ظهور و فعالیت های مجدد دونالد ترامپ حساس است، و در حالیکه رسانه های لیبرالِ آمریکایی تاکید دارند که اقتصاد آمریکا به شدت سالم و رو به رشد است، با این حال، اغلب آمریکایی ها با چالش های اقتصادی قابل توجهی نظیر فقر فزاینده، تورم و در دسترس نبودنِ چشم انداز روشن اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند.

در این راستا می توان به برخی آمارهای قابل توجه اقتصادی نیز اشاره کرد: بر اساس گزارش “سی ان بی سی”، ۵۶ درصد از آمریکایی ها قادر نیستند از پس اندازهای موجود خود هزار دلار را برای هزینه‌کردهای اضطراری تامین کنند. “نشریه فوربز” نیز گزارش می دهد که در ماه دسامبر سال ۲۰۲۱ میلادی، از هر ۱۰ بزرگسال آمریکایی یک نفر در راستای افزایش آمارهای مرتبط با فقر در طبقه بزرگسالان آمریکایی، به دامان “گرسنگی” کشیده شده است. “مرکز مطالعات فقر و سیاست اجتماعی” دانشگاه کلمبیا نیز فاش کرده که “نرخِ فقر کودک در آمریکا ۱۷ درصد است که در نوع خود یکی از بدترین آمارها در میان کشورهای توسعه یافته محسوب می‌شود”.

اگر کارگران آمریکایی به طور مستقل و جدای از جمعیت کلی آمریکا مورد مطالعه قرار گیرند، آمارهای اقتصادی آمریکایی ماهیتی به مراتب تیره و تار تر را به خود خواهند گرفت: سه چهارم از کارگران آمریکایی گفته اند که بسیار مشکل است تا بتوانند نیازهای ابتدایی خود را تامین کنند. در عین حال، بر اساس گزارش “ان بی سی نیوز” نیز، ۴۰ درصد از کارگران آمریکایی که هدف نظرسنجی قرار گرفته اند گفته اند که قادر نیستند مبلغ ۴۰۰ دلار را به عنوان یک هزینه کردِ اضطراری در زندگی خود در مواجهه با رویدادهای غیرمتقبه تامین کنند. با این همه، شوکه کننده ترین مساله این است که بر طبق یافته های یک پژوهش، حدودا ۲۰ درصد از کارگران آمریکایی گفته اند که آن ها به دامان گرسنگی کشانده شده اند زیرا از قدرت اقتصادی کافی جهت تامین مواد غذایی برای خود برخوردار نیستند.

جدای از تبلیغات اقتصادی دولت های آمریکا که هم در دوره ترامپ و هم بایدن شاهد آن ها بوده ایم، تاکنون این دسته از دولت ها اقدامات بسیار ناچیزی را جهت ایجاد تغییرات ساختاری در اقتصاد آمریکا انجام داده اند. تغییراتی که بتوانند عدالت بیشتر را میان بخش های مختلف اجتماعی آمریکا برقرار کنند. با این حال، اینطور به نظر می‌رسد که آن ها اساسا اولویت های خود را در حوزه های دیگر(غیر از توجه به مردم آمریکا) تعریف کرده اند.

در این راستا، “دیوید سایدر” گفتمان سیاسی غالب در میان جریان های اصلی حزب دموکرات را معطوف به انتخابات سال ۲۰۲۴ ارزیابی می کند. وی می گوید: “با توجه به اینکه میزان محبوبیت مردمی رئیس جمهور دموکرات آمریکا رو به سقوط است، دموکرات ها از بازگشت مجدد ترامپ در هراس هستند. در این راستا، آن ها مدام با صحبت در مورد ترامپ و انجام تبلیغات منفی پیرامون وی سعی دارند تا جای ممکن شانس ترامپ جهت حضور مجدد در کاخ سفید را تضعیف کنند. از این رو، دموکرات ها به جای آنکه مسال اصلی خود را معطوف به حل مشکلات اقتصادی مردم آمریکا کنند و از این طریق، زمینه را برای افزایش محبوبیت مردمی جو بایدن فراهم سازند، عملا در حال کوتاه کردن راه، و حمله مستقیم به ترامپ و تلاش جهت خارج کردن وی از دور رقابت مجدد با بایدن هستند”. البته که در این میان بخش زیادی از حملات دموکرات ها به ترامپ و جمهوریخواهان با این نیت انجام می شوند که در انتخابات میاندوره ای نوامبر سال ۲۰۲۲ نیز همچنان بتوانند اکثریت خود در مجالس نمایندگان و سنای آمریکا را حفظ کنند.

در این راستا، رهبری دموکرات ها با چالش هایی اساسی رو به رو است. در شرایط کنونی قیمت مواد غذایی در آمریکا به شدت افزایش می یابد و نرخ تورم نیز رکوردهای جدیدی را ثبت می کند که در دهه های اخیر کاملا بی‌سابقه است. بر اساس داده ها و اطلاعات جدید که در تاریخ ۱۰ فوریه توسط “دفتر آمارهای کار” آمریکا منتشر شده، “شاخص قیمت مصرف کننده” در آمریکا تا ۷٫۵ درصد در ماه ژانویه سال ۲۰۲۲ در مقایسه با دوره زمانی مشابه در سال ۲۰۲۱ افزایش یافته است. امری که عملا سریع ترین نرخ افزایش در آمریکا از سال ۱۹۸۲ میلادی را رقم زده است.

افزایش تورم موجب شده تا مردم آمریکا به صورت ماهانه این شاخص را به طور محسوسی تجربه کنند. در این راستا: صاحبانِ کسب و کارهای کوچک بویژه رستوران ها، نانوایی ها، و مغازه های خوار و بار فروشی با گزینه های محدودی مواجه شده اند: آن ها یا باید قیمت های خود را افزایش دهند و یا به طور کامل کسب و کارهای خود را تعطیل کنند. متعاقبا بخش های زیادی از جمعیت آسیب پذیر آمریکا نیز بیش از گذشته به دامان فقر و مشکلات اقتصادی رانده خواهند شد.

در این راستا، احزاب اصلی آمریکا، دولت این کشور و سیاستمداران برجسته آمریکایی به جای اینکه در مورد رفاه میلیون ها آمریکایی، کارایی نهادهای دموکراتیک در این کشور، و دیگر مسائل پاسخگو باشند، صرفا به یکدیگر حمله می کنند و سعی در تخطئه هم دارند و در عین حال مدام از “تهدید چین” و یا حمله قریب الوقوع روسیه به اوکراین و تهدید این مساله برای منافع ملی آمریکا سخن می گویند. این در حالی است که تهدید واقعی علیه امنیت و منافع ملی آمریکا، سیاستمدارانی هستند که: به شدت ثروت اندوزی می کنند، برای کسب قدرت هر کاری انجام می دهد، و به مردم کشور خود که روز به روز با مشکلات فزاینده اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند، بی توجهی می کنند.»

*لینک:

Biden’s real challenge is not Russia or China, but poverty in America

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.