پنجشنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۳ Thursday, 25 July , 2024 ساعت ×
شهید مدافع امنیت
27 تیر 1402 - 8:04
شناسه : 19168
9

پسر شهیدم را به محضر آقا امام زمان( عج)، مقام عظمای ولایت و مردم شهید پرور ایران اسلامی تقدیم می‌کنم. شب‌ها که ما راحت سر بر بالین می‌گذاریم و می‌خوابیم جوانان غیرتمند و شجاعی هستند که با تامین امنیت محله‌ها و شهرهایمان می‌کوشند آب در دل ما تکان نخورد و احساس ناامنی نکنیم.   در […]

ارسال توسط :

پسر شهیدم را به محضر آقا امام زمان( عج)، مقام عظمای ولایت و مردم شهید پرور ایران اسلامی تقدیم می‌کنم.

شب‌ها که ما راحت سر بر بالین می‌گذاریم و می‌خوابیم جوانان غیرتمند و شجاعی هستند که با تامین امنیت محله‌ها و شهرهایمان می‌کوشند آب در دل ما تکان نخورد و احساس ناامنی نکنیم.

 

در یکی از همین شب‌ها که ما خواب بودیم امیر حسین‌پور یک بسیجی دلاور از شهر تبریز برای تامین امنیت محله‌ای در قالب گشت رضویون به دوستان شهیدش پیوست و شهید امنیت نام گرفت و چه زیبا خداوند فرموده است: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزى داده می‌شوند.

 

۲۷ خردادماه سال ۱۳۷۵ بود که خداوند پسری به خانم پروین حیدرنیا و آقای محمدرضا حسین‌پور عطا کرد. پدر و مادر نامش را امیر گذاشتند تا یک عمر زیر سایه امیری امیرالمومنین(ع) باشد.

 

در میان همه اشک‌ها و لبخندها پسر عزیز مادر قد کشید و بزرگ شد. مادر در گوشش نغمه ولایت می‌خواند تا سرباز ولایت باشد و همین طور هم شد.

 

 

اخبار

فارس من

افکار سنجی

توانا

دانشکده

انتشارات

فارس نوجوان

دیگر زبانها (Other Languages)

دسته بندی ها

صفحه نخست

جامعه

اقتصاد

بین الملل

سیاست

علم و پیشرفت

دانشگاه

فرهنگ

هنر و رسانه

استانها

عکس

فیلم

ورزش

زندگی

فارس پلاس

دفاتر منطقه ای

نمایش در نسخه دسکتاپ

استانها

/

آذربایجان شرقی

۰۶:۱۹ ۱۴۰۲-۴-۲۷

۰

۱

روایت و ناگفته‌های مادر شهید مدافع امنیت تبریزی: پسرم سرباز ولایت بود

پسر شهیدم را به محضر آقا امام زمان( عج)، مقام عظمای ولایت و مردم شهید پرور ایران اسلامی تقدیم می‌کنم.

 

روایت و ناگفته‌های مادر شهید مدافع امنیت تبریزی: پسرم سرباز ولایت بود

خبرگزاری فارس – تبریز، معصومه درخشان: شب‌ها که ما راحت سر بر بالین می‌گذاریم و می‌خوابیم جوانان غیرتمند و شجاعی هستند که با تامین امنیت محله‌ها و شهرهایمان می‌کوشند آب در دل ما تکان نخورد و احساس ناامنی نکنیم.

 

در یکی از همین شب‌ها که ما خواب بودیم امیر حسین‌پور یک بسیجی دلاور از شهر تبریز برای تامین امنیت محله‌ای در قالب گشت رضویون به دوستان شهیدش پیوست و شهید امنیت نام گرفت و چه زیبا خداوند فرموده است: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزى داده می‌شوند.

 

۲۷ خردادماه سال ۱۳۷۵ بود که خداوند پسری به خانم پروین حیدرنیا و آقای محمدرضا حسین‌پور عطا کرد. پدر و مادر نامش را امیر گذاشتند تا یک عمر زیر سایه امیری امیرالمومنین(ع) باشد.

 

در میان همه اشک‌ها و لبخندها پسر عزیز مادر قد کشید و بزرگ شد. مادر در گوشش نغمه ولایت می‌خواند تا سرباز ولایت باشد و همین طور هم شد.

 

 

 

 

 

امیر به سن نوجوانی رسید و وقتی با مفهوم نیروی مقاومت بسیج آشنا شد از همان زمان که دانش‌آموز بود در بسیج دانش‌آموزی مدرسه ثبت‌نام کرد تا پایه‌های عقیدتی و دینی اعتقاداتش محکم‌تر و استوارتر شود. علاوه بر بسیج دانش‌آموزی در بسیج محلات و پایگاه‌های مقاومت نیز فعال بود.

 

از مدرسه به دانشگاه قدم نهاد و در رشته مهندسی عمران دانشگاه تبریز قبول شد. پسر شاد و سرزنده مادر در دوران دانشجویی همچنان به فعالیت‌های بسیجی و عقیدتی خود ادامه می‌داد و مسوول عملیات پایگاه شهید تصمیمی مسجد علی ابن ابیطالب(ع) تبریز بود.

 

علاقه او به خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران باعث شده بود بعد از اینکه در زمینه فیزیوتراپی به مهارت رسیده و به عنوان تکنسین فیزیوتراپی کار می‌کرد در خدمات خانواده‌های شهدا و ایثارگران بود و خدمات فیزیوتراپی به جانبازان و ایثارگران ارائه می‌کرد.

 

همچنین رد پای این شهید بزرگوار را می‌توان در فعالیت‌های جهادی پایگاه شهید تصمیمی دید.

 

برای دیدار با مادر بزرگوار شهید امیر حسین‌پور به منزلشان رفتم. خانم پروین حیدرنیا مادر شهید امیر حسین‌پور این مطالب را با بغض و اندوهی که در صدایش موج می‌زند برایم تعریف می‌کند.

 

او در حالی که تکرار می‌کند پسرم سرباز ولایت بود، ادامه می‌دهد: پسر شهیدم را به محضر آقا امام زمان( عج) و مقام عظمای ولایت و مردم شهید پرور ایران اسلامی تقدیم می‌کنم.

 

پسرم در خط انقلاب و سرباز ولایت فقیه بود که به مقام عظمای شهادت نائل شد.

 

چگونه از ماجرای درگیری مطلع شدید؟ پسرم ساعت دو نصف شب چهارشنبه در ماموریت گشت رضویون برای امنیت محله از ناحیه سر و چشم توسط یک فرد مهاجم به شدت مجروح شده بود در اثر این جراحت‌ها چهار روز در کما بود و در نهایت ساعت چهار بعد از ظهر روز یکشنبه بر اثر شدت جراحات ایست قلبی کرده و به دوستان شهیدش ملحق شد.

 

ساعت سه و نیم بامداد چهارشنبه بود که از دوستان پسرم در پایگاه تماس گرفته و ماجرا را اعلام کردند و گفتند پسرم را به بیمارستان امام رضا( ع) منتقل کرده‌اند. بلافاصله با خانواده خواهرم به بیمارستان رفتیم پسرم در کما بود که چهار روز طول کشید و روز یکشنبه ساعت ۱۱ ظهر تیم پزشکی اعلام کرد در اثر شدت جراحات به سر دچار مرگ مغزی شده است. ما رضایت خودمان را برای اهدای عضو پسرم برای جان بخشیدن به بیمارانی که در صف دریافت عضو پیوندی هستند اعلام کردیم. ولی بعد از ظهر پسرم دچار ایست قلبی شد و به شهادت رسید.

 

آقای «رضا- ی» سرتیم تیم عملیاتی گشت رضویون یکی از افرادی است که در منزل شهید حسین‌پور حضور دارد هر چند در غم شهادت دوستش غمگین و ناراحت بوده و روحیه مساعدی ندارد ولی اصرار می‌کنم تا حادثه درگیری را برایم تعریف کند و او می‌گوید: بامداد روز چهارشنبه ۲۱ تیرماه نیروهای گشت رضویون حوزه ۳ مقاومت بسیج امام حسین( ع) تبریز در حال اجرای ماموریت محول شده در جهت ایجاد امنیت پایدار و عاری از هر گونه بزه و خلاف در محله‌های منطقه استحفاظی بودند.

 

اخبار

فارس من

افکار سنجی

توانا

دانشکده

انتشارات

فارس نوجوان

دیگر زبانها (Other Languages)

دسته بندی ها

صفحه نخست

جامعه

اقتصاد

بین الملل

سیاست

علم و پیشرفت

دانشگاه

فرهنگ

هنر و رسانه

استانها

عکس

فیلم

ورزش

زندگی

فارس پلاس

دفاتر منطقه ای

نمایش در نسخه دسکتاپ

استانها

/

آذربایجان شرقی

۰۶:۱۹ ۱۴۰۲-۴-۲۷

۰

۱

روایت و ناگفته‌های مادر شهید مدافع امنیت تبریزی: پسرم سرباز ولایت بود

پسر شهیدم را به محضر آقا امام زمان( عج)، مقام عظمای ولایت و مردم شهید پرور ایران اسلامی تقدیم می‌کنم.

 

روایت و ناگفته‌های مادر شهید مدافع امنیت تبریزی: پسرم سرباز ولایت بود

خبرگزاری فارس – تبریز، معصومه درخشان: شب‌ها که ما راحت سر بر بالین می‌گذاریم و می‌خوابیم جوانان غیرتمند و شجاعی هستند که با تامین امنیت محله‌ها و شهرهایمان می‌کوشند آب در دل ما تکان نخورد و احساس ناامنی نکنیم.

 

در یکی از همین شب‌ها که ما خواب بودیم امیر حسین‌پور یک بسیجی دلاور از شهر تبریز برای تامین امنیت محله‌ای در قالب گشت رضویون به دوستان شهیدش پیوست و شهید امنیت نام گرفت و چه زیبا خداوند فرموده است: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزى داده می‌شوند.

 

۲۷ خردادماه سال ۱۳۷۵ بود که خداوند پسری به خانم پروین حیدرنیا و آقای محمدرضا حسین‌پور عطا کرد. پدر و مادر نامش را امیر گذاشتند تا یک عمر زیر سایه امیری امیرالمومنین(ع) باشد.

 

در میان همه اشک‌ها و لبخندها پسر عزیز مادر قد کشید و بزرگ شد. مادر در گوشش نغمه ولایت می‌خواند تا سرباز ولایت باشد و همین طور هم شد.

 

 

 

 

 

امیر به سن نوجوانی رسید و وقتی با مفهوم نیروی مقاومت بسیج آشنا شد از همان زمان که دانش‌آموز بود در بسیج دانش‌آموزی مدرسه ثبت‌نام کرد تا پایه‌های عقیدتی و دینی اعتقاداتش محکم‌تر و استوارتر شود. علاوه بر بسیج دانش‌آموزی در بسیج محلات و پایگاه‌های مقاومت نیز فعال بود.

 

از مدرسه به دانشگاه قدم نهاد و در رشته مهندسی عمران دانشگاه تبریز قبول شد. پسر شاد و سرزنده مادر در دوران دانشجویی همچنان به فعالیت‌های بسیجی و عقیدتی خود ادامه می‌داد و مسوول عملیات پایگاه شهید تصمیمی مسجد علی ابن ابیطالب(ع) تبریز بود.

 

علاقه او به خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران باعث شده بود بعد از اینکه در زمینه فیزیوتراپی به مهارت رسیده و به عنوان تکنسین فیزیوتراپی کار می‌کرد در خدمات خانواده‌های شهدا و ایثارگران بود و خدمات فیزیوتراپی به جانبازان و ایثارگران ارائه می‌کرد.

 

همچنین رد پای این شهید بزرگوار را می‌توان در فعالیت‌های جهادی پایگاه شهید تصمیمی دید.

 

برای دیدار با مادر بزرگوار شهید امیر حسین‌پور به منزلشان رفتم. خانم پروین حیدرنیا مادر شهید امیر حسین‌پور این مطالب را با بغض و اندوهی که در صدایش موج می‌زند برایم تعریف می‌کند.

 

او در حالی که تکرار می‌کند پسرم سرباز ولایت بود، ادامه می‌دهد: پسر شهیدم را به محضر آقا امام زمان( عج) و مقام عظمای ولایت و مردم شهید پرور ایران اسلامی تقدیم می‌کنم.

 

پسرم در خط انقلاب و سرباز ولایت فقیه بود که به مقام عظمای شهادت نائل شد.

 

چگونه از ماجرای درگیری مطلع شدید؟ پسرم ساعت دو نصف شب چهارشنبه در ماموریت گشت رضویون برای امنیت محله از ناحیه سر و چشم توسط یک فرد مهاجم به شدت مجروح شده بود در اثر این جراحت‌ها چهار روز در کما بود و در نهایت ساعت چهار بعد از ظهر روز یکشنبه بر اثر شدت جراحات ایست قلبی کرده و به دوستان شهیدش ملحق شد.

 

ساعت سه و نیم بامداد چهارشنبه بود که از دوستان پسرم در پایگاه تماس گرفته و ماجرا را اعلام کردند و گفتند پسرم را به بیمارستان امام رضا( ع) منتقل کرده‌اند. بلافاصله با خانواده خواهرم به بیمارستان رفتیم پسرم در کما بود که چهار روز طول کشید و روز یکشنبه ساعت ۱۱ ظهر تیم پزشکی اعلام کرد در اثر شدت جراحات به سر دچار مرگ مغزی شده است. ما رضایت خودمان را برای اهدای عضو پسرم برای جان بخشیدن به بیمارانی که در صف دریافت عضو پیوندی هستند اعلام کردیم. ولی بعد از ظهر پسرم دچار ایست قلبی شد و به شهادت رسید.

 

آقای «رضا- ی» سرتیم تیم عملیاتی گشت رضویون یکی از افرادی است که در منزل شهید حسین‌پور حضور دارد هر چند در غم شهادت دوستش غمگین و ناراحت بوده و روحیه مساعدی ندارد ولی اصرار می‌کنم تا حادثه درگیری را برایم تعریف کند و او می‌گوید: بامداد روز چهارشنبه ۲۱ تیرماه نیروهای گشت رضویون حوزه ۳ مقاومت بسیج امام حسین( ع) تبریز در حال اجرای ماموریت محول شده در جهت ایجاد امنیت پایدار و عاری از هر گونه بزه و خلاف در محله‌های منطقه استحفاظی بودند.

 

 

 

 

 

تیم گشت رضویون پایگاه شهید تصمیمی در حین گشت در حد فاصل میدان ساعت تا فلکه بانک ملی بودند که متوجه می‌شوند یک خودروی مشکوک با حرکات خطرناک و سرعت بسیار در حال ایجاد خطر جانی و آسیب شهری در مسیر حرکتی خود است.

 

لازم به توضیح است این خودروی مشکوک در مسیر با حرکت زیگزاگی با خودروهای پارک شده در مسیر برخورد می کرد. همچنین به سمت عوامل اجرایی هیات‌ها که مشغول برپایی پرچم و موکب حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بودند حرکت کرده و باعث ایجاد خطر جانی برای آنها می‌شد.

 

لذا تیم گشت رضویون پایگاه شهید تصمیمی که شهید امیر حسین‌پور نیز سرتیم آن گروه بود جهت جلوگیری از خطرات بیشتر با تذکرهای مکرر و دستور ایست متوالی فرد خاطی را متوقف می‌کند.

اما در حین بررسی توسط شهید امیر حسین‌پور که با نهایت ادب و احترام و رعایت حقوق شهروندی بود فرد خاطی قصد متواری شدن از محل را داشت .متاسفانه در این لحظه شهید حسین پور را با اعمال زور و انداختن دست خود به گردن شهید به حالت آدم ربایی از محل متواری می‌شود.

 

فرد خاطی با دست خود بسیجی شهید را به سمت پایین خم کرده بود بعد از طی مسافتی به صورت عمدی خودرو را از سمت راست به یک درخت کوبید که این کار باعث جراحات و ضربه بسیار شدید و شکستگی از ناحیه فک، سر، صورت، بینی و دست و پا گردید.

 

در ادامه فرد خاطی همچنین قصد خفه کردن و کور کردن شهید را داشت که با رسیدن عوامل کمکی گشت رضویون از این کار جلوگیری شد. ولی دوست عزیز و گرامی ام بعد از چهار روز تحمل شدت جراحات ندای الله را لبیک گفت و به ارباب خود حضرت سیدالشهدا پیوست.

 

بابک محبوب علیلو دادستان آذربایجان شرقی در این باره می افزاید: پس از اطلاع از ماجرای به شهادت رسیدن یکی از نیرو‌های عرصه امنیت در تبریز، بلافاصله پرونده قضایی در دادسرای عمومی و انقلاب مرکز استان آذربایجان شرقی تشکیل و بررسی آن به یکی از شعب بازپرسی ارجاع شد.

 

وی افزود: تحقیقات لازم در خصوص پرونده با سرعت، جدیت و قاطعیت انجام و نتیجه آن به سمع و نظر مردم خواهد رسید.

 

دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان آذربایجان شرقی تصریح کرد: در خصوص این پرونده، متهم اصلی دستگیر شده و با قرار قانونی در بازداشت به سر می‌برد.

 

پیکر مطهر بسیجی شهید امیر حسین پور ساعت ۹ صبح امروز سه شنبه با حضور مردم شهیدپرور تبریز و مسئولان استانی و کشوری از میدان شهدا به طرف میدان ساعت تشییع و پس از اقامه نماز بر پیکر وی در گلزار شهدای وادی رحمت تبریز به خاک سپرده خواهد شد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.